سلام دوستان عزیزم:
عید نوروز را پیشاپیش به همه شما عزیزان تبریک می گویم وامیدوارم سال جدید رو با هفت سینی از : سلامت,سربلندی,سرور,سرسبزی,صمیمیت,سرخوشی و سعادت شروع کنید.
واین هم آخرین هدیه من در سال ۸۶ به شما عزیزان:
........................................................................................................
خدایا اگر بخواهم آنچه در ذهن دارم با تو بگويم، هزاران جلد کتاب مي شود ولي آنچه در دل دارم يک جمله بيش نيست: دوستت دارم
عشق يعني حسرتي دريك نگاه عشق يعني غربتي بي انتها عشق يعني فرصت اما كوتاه عشق يعني مرگ اما بي صدا
براي کشف اقيانوس هاي جديد بايد شهامت ترک ساحل را داشته باشي اين دنيا دنياي تغيير است نه دنياي تقدير
گاهی وقتها از نردبان بالا میرویم تا دستهای خدا را بگیریم غافل از اینکه خدا پایین ایستاده ونرده ها رو محکم گرفته که ما نیفتیم
چند تاعکس بسیار بسیار زیبا در ادامه مطلب هست
حتما ببینید
.........................................................................................................................................
هزار خوشه عشق
چو عکس یار دراینه ی جهان افتاد
خروش و ولوله در جمع عاشقان افتاد
ز یک نگاه که در باغ آفرینش کرد
شکوفه را به چمن آب در دهان افتاد
نگر به کاتب خلقت که از کتابت او
هزار شعشه در خط کهکشان افتاد
به مهر و مه نگاه کن که از خزانه ی غیب
دو سکه است که در دست آسمان افتاد
ز شرم چهره ی او صد هزار پرده ی رنگ
به باغ های گل و دشت ارغوان افتاد
ببین میان زمرد هزار خوشه عقیق
اگر نگاه تو بر شاخه ی رزان افتاد
انار را بنگر دانه سرخ و پرده سپید
چو آتشیست که بر روی پرنیان افتاد
حدیث او به چمن از زبان برگ شنو
کجاست گوش که ذکرش به هر زبان افتاد
دل چو اینه پر نقش شد ز روی نگار
ولی سیه دل بیچاره در گمان افتاد
قسم به مردم چشمن هر آنکه عشق نداشت
به هر کجا که شد از چشم مردمان افتاد
حضور ما چه بود در فراخنای وجود
چو قطره یی که به دریای بیکران افتاد
چو غنچه ریخت به خک چمن ز تیر تگرگ
سرشک خون شد و از چشم باغبان افتاد
مکن ملامت پیران و زین کمند بترس
بسا جوان که چو تیری در این کمان افتاد
به خون دل زده ام غوطه کاینچنین گلرنگ
هزار نقش معانی به هر بیان افتاد
زدند فال سخن هر زمان به نام کسی
ببین که قرعه به نام من این زمان افتاد
.........................................................................................................................................
با تو چه زیباست زندگی در پس لحظه ها
در معنی روشن واژه ها
در آغوش نت های گیتار
در کنار شبنم های گلبرگ سرخ گل
حتی زندگی زیباست
در کنارت در سکوت مرگ
پس زندگی تنها با تو زیباست
...............................................................................
زندگی یعنی تو
وتو
یعنی زندگی
برای دیدن عکس به ادامه مطلب بروید
\(224).jpg)
یه روزی تو خاطرت عزیز بودم
اومدی گفتی که دل به من نبند
گفتی آسون دل سپردن به عشق
ولی سخته وقتی باید دل رو کند
منم اون روز واسه آخرین دفعه
دل به رویا ها دادم کنار تو
قول نمی دم ولی باز جون می کنم
دم مرگم نگیرم سراغتو
زخورشید حقایق می نویسم
نه از باران،نه از شبنم،نه ازگل
من از داغ شقایق می نویسم
.........................................................................................
همیشه واسه گلی خاک گلدون باش که اگه به آسمون رسید یادش باشه ریشه اش کجاست
.........................................................................................
دوتا عکس خیلی خیلی زیباهم توی ادامه مطلب هستش اگه دوست داشتید حتما ببینید.
ای قلب تو پر شراره از عشق بگو
وی درد تو بی شماره از عشق بگو
امید رهایی ام از این دریا نیست
ای پهنه ی بی کناره از عشق بگو
تا شب پره ها باز ملامت نکنند
با این شب بی ستاره از عشق بگو
دیریست که می رویم و نا پیداییم
درمانده که چیست چاره از عشق بگو
تا یاد تو را به لحظه ها نسپارند
هر دم همه جا هماره از عشق بگو
گاهی سخن سکوت را می فهمند
لب دوخته با اشاره از عشق بگو
وقتی ز قصیده ها غزل می سازند
بنشین و به استعاره از عشق بگو
تنهای من ای با من تنها ، تنها
از عشق دوباره از عشق بگو
وقتی که خاکم می کنن بهش بگین پیشم نیاد
بگین که رفت مسافرت ، بگین شماره ای نداد
یه جور بگین که آخرش از حرفاتون هول نکنه
طاقت ندارم ببینم به قبر من نگاه کنه
دونه به دونه عکسامو بردارید آتیش بزنید
هر چی که خاطره دارم برید و از بیخ بکنید
نذارید از اسم منم یه کلمه جا بمونه
نمی خوام هیچ وقت تنمو تو ی گورم بلرزونه
بروآتیش به قلب من نزن
بذار نگاهت از یادم بره
بذار واسه همیشه قلب من
چال بشه با من کلی خاطره
.........
برو نمی خوام ببینی خونه من خالی شده
همدم من یه جای تو نگاه پوشالی شده
اونکه می گفت می مرد برات
دیدی یه روز راس راسی مرد
رفت و همه خاطرشم به خاطرت برداشت و برد
بهش بگن نشست به پات بهش بگین نیومدی
بگین هنوز دوست داره
ولی قیدشو زدی
نشونی قبر منو بهش ندید خوب می دونم
میاد جا ی همیشگی سر قرار رو رود خونه
......................
می خوام رو سنگ قبرم این باشه
طلوعی که خیلی غم انگیز بود
قشنگ ترین خاطره عمرم غروبی که خیلی دل انگیز بود
رو سنگ قبرم بنویس
رزی اومدبه امید آخر
ولی حالا بدرقه راهشه
در بلندای زمان
غصه ی ما اول شد
از تو و غیر چه پنهان
دل ما پرپر شد
خواب دیدیم که مارا
لب مستانه دهند
نسب این دل دیوانه
به پروانه دهند
چه بسا خواب بدیدیم و
ندیدیم ز عشق
به کسی جز نی و نیرنگ
جزایی بدهند
دار دنیا تو مرا بس بودی
کار دنیا تو چه نا کس بودی
من برایت علفی هرز و تو اما از من
نو گلی تازه و نارس بودی
با تو از عشق چه گویم
که در این وادیه پست
تو همانا که همان
لقمه ی هر کس بودي
آرام میبارد باران
...ببار بر من ای باران
قطره های باران بر صورتم می خورند
من چترم را میبندم و کنار میگذارم و خودم را به باران میسپارم
باران با قطره هایش چهره ام را نوازش میکند
بر لبانم مینشیند
چشمانم را میبندم
صورتم را بوسه باران میکند
بر گردنم میلغزد و روی شانه هایم مکثی میکند
مرا از عشق خیس کن باران
از شهوت لبریز کن باران
...قطره های باران به آرامی از شانه هایم پایین می روند
...
باران روی تمام بدنم نشسته است
باران شدید می شود
لباس بر اعضای بدنم می چسبد
...مثل زندانی که برای بوییدن آزادی صورت خود را به میله های زندان می چسباند، بدنم خود را به لباسها می چسباند
...
یک رعد
...و ناگهان باران بند میاید
...و احساس آرامش مطلق