تبليغاتX
ته نشین شدن حرفای من

ته نشین شدن حرفای من

تولد ۱۸ سالگی!

چقدر سوت و کوره!

حرفی نیست

اعتراضی واسه تبریک نگفتن شما نیست...

خودتو بی تفاوت نشون بده

اینجوری می فهمم هنوز آدم نشدی!تحملشم آسونتر میشه

اتفاقی در دلم نیافتاده است.

 

 

نوشته شده در 91/02/02ساعت 10 توسط Lili|

تولد ۱۸ سالگی!

چقدر سوت و کوره!

حرفی نیست

اعتراضی واسه تبریک نگفتن شما نیست...

خودتو بی تفاوت نشون بده

اینجوری می فهمم هنوز آدم نشدی!تحملشم آسونتر میشه

اتفاقی در دلم نیافتاده است.

 

 

نوشته شده در 91/02/02ساعت 10 توسط Lili|

وگر دست محبت سوی کسی یازی
 به کراه آورد دست از بغل بیرون
 که سرما سخت سوزان است

سلامم را تو پاسخ گوی ، در بگشای
منم من ، میهمان هر شبت ، لولی وش مغموم
منم من ، سنگ تیپاخورده ی رنجور
 منم ، دشنام پس آفرینش ، نغمه ی ناجور
نه از رومم ، نه از زنگم ، همان بیرنگ بیرنگم
بیا بگشای در ، بگشای ، دلتنگم

هوا دلگیر ، درها بسته ، سرها در گریبان ، دستها پنهان

 

نوشته شده در 90/08/04ساعت 23 توسط Lili|

۱-فهمیدن اینکه کسی که روش حساب می کردی توزرد از آب در بیاد خیلی خوشایند نیست!

امان از این آدمایِ متظاهر!

۲-حضرت کیبورد گفت:عشق واسه رسیدن به هدفت می تونه بهت کمک کنه.

حضرت کیبورد توی افکار من یه انفجار کوچولو به راه انداخت.

حضرت کیبورد ممنون!

۳-یکی از فرشته ها قرار ِبهم جایزه بده!

۴-تازه برگشتم به قبل ِخودم...دوست داشتن خودم مهم ترین چیزه

واسه یه مدتِ طولانی تغییر شخصیت داده بودم!

و چقدر این شخصیت منو اذیت کرد تا اینکه بالاخره امروز عوضش کردم

بدون کمک کسی!

تنهایِ تنها

۵-عجول بودن خوب نیست و من خیلی عجول شدم!

۶-خاطرات از یادم رفتن!(میرن درست نیست)

۷-Time to say Good Bye

۸-از راندا برن تشکر می کنم!(هر چند داشت بد بختم می کرد) ولی خیلی به درد خورد.

۹-همون ۸تا بود.

۱۰-فندق می دونم می خونی.اینم راست چپ

نوشته شده در 90/06/23ساعت 16 توسط Lili|

شاید بد بینی ِ

شایدم توقع ِزیادهِ

شایدم درسته

هر چی که هست دیگه نباید باشه

نوشته شده در 90/06/21ساعت 17 توسط Lili|

آدما بی لیاقت بودن خودشونو ثابت می کنن

اغلب از طریق حماقت!!

مهم نیست!

جای آدم ِ بی لیاقت تو ignore liste!

 

نوشته شده در 90/06/04ساعت 19 توسط Lili

یه حس قشنگ گفت:شب زنده داریِ امشب،تاریخی میشه!!

خدایا!!همیشه نزدیک باش اونقدر نزدیک باش که هر وقت دلم گرفت بپرم تو بغلت ...

در ضمن  مواظب فرشته های منم باش خیلی زیاد!

 

 

نوشته شده در 90/06/01ساعت 22 توسط Lili

دیگه خاطره نوشتنم برام سخت شده

تاریخ مصرف همه ی کلمه هایی که می خوام خیلی وقته گذشته!

فکرام بوی گند گرفتن!

یه حموم حسابی احتیاج دارم

ادامه دادن این نوشته دیگه سخت شد!هرچی می نویسم دنبالش BackSpaceرو می زنم واین یعنی صفحه کلید به من میگه تو که عرضه حرف زدن نداری ساکت شو!

 

یه حس بد نوشت:چند شب پیش یکی بهم گفت...ومن درگیر این شدم که چرا؟؟؟؟حرفی که زد تعریف بود!ولی هر تعریفی تعریف نیست!

یه فکر لجوج نوشت:چقدر بی عرضه ای!

سیاوشم گفت:

چند تا عکس یادگاری...با یه بغض و چند تا نامه...

چند تا آهنگ قدیمی...که همه دلخوشیامه...

آینه ای که روبرومه...غرق تو بهت یه تصویر...

بارونای پشت شیشه...منو تنهاییو تقدیر...

خودمم می گم:ساااااااااااکت!

 

 

نوشته شده در 90/05/29ساعت 0 توسط Lili

نه صدایی مرا خواند

نه نگاهی کردم به تو

نه نگاهی به آسمان

نه باران گرفت

نه اتفاقی در دلم افتاد!

اینجا همه چیز عادی تر از همیشه هست دنبال احساس ِ من  نباش!

 

پ.ن۱-خوبِ  خوبم!بهتر از همیشه!خیلی خوب ولی کمی خسته...

پ.ن۲-حذف کردن ادد لیست یاهو برای دهمین بار چقدر لذت بخش بود!یاهو مسنجر لعنتی!

پ.ن۳-چه پست بی سر و تهی شد!!!

 

 

نوشته شده در 90/05/17ساعت 13 توسط Lili

حرفای بی سر و ته تو

بی تفاوتی من

...

شور و اشتیاق من

بی تفاوتی تو !!

همیشه همه چیز بر عکس میشه!!!

 

پ.ن۱-دوست دارم یه کشیده محکم بزنم زیر گوشت!آخ که چه کیفی داره

 

نوشته شده در 90/05/13ساعت 23 توسط Lili


آخرين مطالب
» 18 هم اومد و من هنوز ...
» 18 هم اومد و من هنوز درگیرم!
» حریفا ! میزبانا ! میهمان سال و ماهت پشت در چون موج می لرزد
» اینارو می خواستم داشته باشم
»
»
»
» یه روز گذشت...
» Apathetic
» 2


Design By : Pichak